شمس الدين محمد بن محمود آملي

8

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

قايد زمام الانام ؛ حافظ بيضة الاسلام ؛ راعى بلاد الشرق و الغرب ؛ و الى ممالك العزل و النصب ؛ ظل اللّه فى الارض قهرمان الماء و الطين ؛ لطف اللّه على العالمين ؛ جمال الدنيا و الدين ؛ المؤيد بنصر اللّه ؛ ابو اسحق بن محمود شاه ؛ بتوقيع رسيد ؛ و خورشيد رأفتش بر مشارق و مغارب عالم تطلع نمود . و هماى همتش سايه بر جنوب و شمال جهان انداخت . و كوس دولتش بر كنگره قصر انا مكنا له فى الارض ، در طول و عرض شش جهت هفت اقليم بنواختند و آثار مرحمتش باصقاع و ارباع ربع مسكون و اطراف و اكناف تلال و هامون بوجهى شمول يافت كه رقم نسيان بر مآثر اسكندر و انو شيروان كشيد وصيت معدلت و آوازه موهبت آنحضرت در اقطار مملكت چنان منتشر گشت كه طنين آن به طرفى الشرق و الغرب و حاشيتى البر و البحر رسيد و السنه ادانى و اقاصى و ناطقه مطيع و عاصى بثناى فالح آن جاه و دعاى صالح آندرگاه جارى گشت و جناب جنت مآبش با شواغل جهان دارى ؛ و دواعى كامكارى ؛ جملگى اوقات خود را به ترتيب اهل فضل ، و تقويت ارباب عقل و نقل ؛ و احكام اركان احكام و اتقان بنيان اسلام ؛ و افاضت سجال نوال ؛ و اشاعت آيت افضال و تمهيد قواعد تمكين و تشييد مبانى يقين ؛ و اعلاى معالم دين ؛ و احياى قوانين سيد المرسلين مصروف داشت و از اطراف ، فضلاء و اشراف بوسايل رسايل ، و مصانعات مصنفات متوجه آنحضرت شدند و عموم طوايف با نفايس و طرايف متعرض نيل آنمرحمت گشتند بنده نيز اين نوباوه حديقه فكرت را ، اگرچه بر نسبت با حضرت ، بضاعت مزجاتست وسيله ساخته متوجه بارگاه سلطنت پناه شد مامول از كمال عاطفت آنكه چون به نظر همايون مشرف شود بشرف قبول ممكن فرموده ؛ بر ساير تحف و عموم هدايا و طرف ، كه از هر طرف آورند مرجح دارد چه در كتب حكمت مسطور است كه چون ارسطا طاليس حكمت را تدوين فرمود و ديباچه آن را بالقاب اسكندر تزيين كرد ، اسكندر مملكت يونان به دو بخشيد ؛ جمعى برو مؤاخذه كردند كه در ازاء آنكه حكيمى كتابى بنام تو تصنيف كند اقليمى به دو چون توان داد . اسكندر فرمود اگر بر شما روشن شود كه كسى شما را تا ابد زنده خواهد داشت در حق